لذت 9ماهگی!!
بارها و بارها خواستم درِ این وبلاگ را تخته کنم و قیدِ وبلاگ نویسی را بزنم...به خودم گفتم این سانتا مانتالیسم بازی ها به ما نیامده...که چی؟مثلا بنشینی و دوتا جمله ی فلسفی از تووی مخت آن هم با هزار درد و فشار و آخ اوخ بکشی بیرون یا ۴تا اصطلاحِ نیش تا بناگوش ساز درست کنی که آخرش چه؟! یکی بیاید بگوید ایول و یکی بگوید خاک بر سرت با این نوشتنت و یکی دیگر هم یک حرفی بزند که به شما اصلا مربوط نیست(این یکی کامنت خصوصی ست مثلا!!)علی ایحال از این افکار زیاد به ذهنم خطور کرد...اما حالا...این وبلاگ ...امروز...رسید به نه ماهگی...نه ماه ِ شدن یعنی به تکامل رسیدن...یعنی فهمیدن خیلی چیزها...یعنی رشد کردن...یعنی اینکه تو در این چند ماهی که گذشت خیلی ها را شناختی...فهمیدی به چه وبلاگ هایی ویار داری...حالا دیگر مسلما نمیتوانم قیدِ این وبلاگ را بزنم...این وبلاگ دیگر حکم بچه ام را دارم!!کجای دنیا دیده اید در نه ماهگی بچه ای که در شکم مادرش است را سقط کنند ...انوقت خودِ مادر هم سِقَط میشود...از امروز باید بیشتر مراقبش باشم...حواسم باشم چه حرفایی میزنم...چه کسانی را لینک میکنم...خب دوستان مجازی مرا با این وبلاگ میشناسند!!برای رها کردنِ این وبلاگ تنها یک راه وجود دارد:بچه ام را بگذارم تووی سطل یک بار مصرف ُرویش را با با یک دستمال ابریشمی بپوشانم و بیاندازمش تووی جوقِ(ب) آب!!
برعکس تمام وبلاگ هایی که تولد یک سالگی میگیرند من...الی...نه ماهِ شدن وبلاگم را جشن میگیرم!!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 17:28 توسط میس الی
|