بدبخت آباد
بدبخت آن جوانی بود که تووی سعادت آباد چاقو خورد....ناله کرد و گمان کرد کسی هست که به دادش برسد!!
بدبخت تر آن کسانی بودند که فکر کردند با این فیلم هایی که میگیرند مخوف ترین بولوتوث را ساخته اند!!
بدبخت تر تر(!)کسانی هستند که به عنوان یک انسانِ با شعور و فهم و کمالات در وبلاگ ها و سایت هایشان این حادثه را تحلیل میکنند و دَم از انسانیت میزنند!!
بدبخت ها !!ما همه مثل همیم !!همه رگ غیرتمان را زده ایم!!آن ها آنجا در مقابل یک جسمِ جاندار بودند که در هیاهوی هزار فریاد گم شد!!و ما...ما آن هایی هستیم که فقط یک تصویر داریم...تصویری از گم شدن یک هویت دریک فیلم ۹دقیقه ای!!
آن ها آنجا فریاد زدند و ما اینجا تحلیل میکنیم...نتیجه ی این دو:مرگ!دیروز او...شاید فردا هم:من و تو!!
اینجا تنها یک پنج شنبه سیاه نبود !!اینجا تمام روزها سیاه است.اینجا ما هر روز چاقو میخوریم!!اینجا ما درمقابل چشمان یکدیگر روزی هزار بار میمیریم!!ببین....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 17:27 توسط میس الی
|