ماه بودار!!
بچه ي آدم در هر مقطعي باشد مهر برايش يك بوي خاصي دارد...براي بچه مدرسه اي ها مهر بوي مداد پاك كن دفتر و گچ ميدهد...بوي لواشك هايي كه قايمكي سر كلاس بين كل بچه ها تقسيم ميشود...لذتي كه اين پنهاني خوردن خوراكي ها دارد هيچ چيز ديگري ندارد...اما...مهر براي دانشجو جماعت بويش خاص تر ميشود...بدبختي از آن وقتي شروع ميشود كه بايد غذاي كافور دار بخوري...كافور به خوردمان ميدهند كه مثلا خنثي شويم...يكي نيست بگويد: باباجان ما ملتي هستيم كه يك روز و روزگاري داد ميزديم و حنجره پاره ميكرديم كه توپ تانك مسلسل ديگر اثر ندارد آن وقت شما ميخواهيد با كافور سر و ته همه چيز را هم بياوريد...يك قاشق كافور به خورده دانشجو بدهيد يك فيلم فضايي ميبيند...دوقاشق به خوردش بدهيد يك فيلم فضايي ميسازد!!اينجوري هاست قربون شكل و شمايلتان...در كنار اين چيز خور شدنمان مهر بوي جفت گيري هم ميدهد...يك استادي يك جايي يه يكي گفته بود:اگر سال اول دوتا شدي كه هيچ برو حالش را بكن اما اگر از سال اول گذشت و هنوز هم قوزفيش باقي ماندي تا آخر عمرت قوزفيش ميماني!!فكر ميكنم اين قوزفيش ريشه ي علمي دارد...آخر اوايل سال زياد تن ماهي و ماهي (فيش)به خوردمان دادند...باوركن قيافه ي دانشجوها و لب و لوچه شان دقيقا شده بود مثلا ماهي هايي كه سرشان را مي آورند روي آب و لب هايشان را جمع و جور مي كنند! بيشتر با ديدن لب هايشان ياد اين مادرمرده هايي مي افتم كه مثلا وب ميدهند و در هوا يك چيزهايي را بوس ميكنند!!...در ادامه اگر جفت گيري را انجام دادي ميرسد به آن مرحله اي كه در هر گوشه و كناري از دانشگاه و پشت نيمكت و زير شمشادها يك جاي دنج پيدا كني براي لب و لوچه رد و بدل كردن!!البته از آنجايي كه هنوز هم ملت اندكي ماچ نديده تشريف دارند اين مرحله يك يا دوبار بيشتر تكرار نميشود... مهر بوي جزوه هم ميدهد...بوي استادهاي عقده اي...بوي تحقيق و پروژه...
مهر بوي كافور...بوي پارك ...بوي عشق...بوي شمشاد...بوي جزوه...هيچ ماهي انقدر بودار نيست.................هيچ ماهي!!
لرزه ي بعد از خربزه:بنده فعلا در همون مرحله ي كافور خوري باقي موندم!!ادامه اش چه وقت بيايد الله اعلم!!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 16:52 توسط میس الی
|