من و ! وداع میکنیم
حالا غرض از این سخنان گهربار اینکه:میبینم خیلی ها یه جورایی میخواند از نوع نوشتنم تقلید کنند! نه اینکه تک باشم ها!نه اصلا و ابدا!اما خب به هرحال میفهمی که داره یه جورایی ازت تقلید صورت میگیره و خب من خوشم نمیاد!خوشم نمیاد دیگه آقا...قراره بزنم توو یه سبک جدید!اصلا یه وقت دیدی زدم توو ساخت پادکَست و اینا!هم خیلی خوبه هم خیلی کلاس داره!!
نکته ی بعدی اینکه:چقد استفاده از علامت تعجب زیاد شده...اونم چه مدلی؟این جوری(!)!!مبدع این فیگورِ خاص توو علامت سوال مریدمان جناب آقای گلابی دیوانه بودن!!بعدش اندک اندک تقلید از ایشون زیاد شد و خب از اونجایی که باز من از کارای تقلیدی خوشم نمیاد ترجیح میدم دیگه از این علامت توو نوشته هام استفاده نکنم...و از اونجایی که شما خواننده های بسیار بسیار باهوشی هستید باید خودتون بفهمید کجا علامت تعجب باید قرار بگیره!اصلا علامت تعجب یه جورایی شخصی!نمیشه که چون من مثلا آخر جمله میزنم علامت تعجب شما هم لزوما دهنتون رو اندازه ی غار علی صدر باز کنید و تعجب کنید!شاید اصلا تعجبتون نیاد!!شاید اصلا یه جورایی توو تعجب کردن یبوست دارید...گفتم که بدونید این جا آزادیِ کاملِ!راحت باشید...هرکاری دلتون میخواد بکنید...بکنید دوستان...بکنید...
لرزه ی بعد از خربزه:زین پس به جای علامت مهجور و عقب مانده ی !و (!) از علامت¤ استفاده می نماییم(¤)