فارسی را پاس بداریم...
رفتم پیش یکی از دوستان...همان شخصی هم که تووی چند پستِ قبلی درباره اش صحبت کرده بودم هم هست...همان که گفتم از چهچه زدن هایش مستفیض شدیم...در کل فکر میکردم آدم مغروری باشد...یک سری اخلاق های خاص دارد...آن اخلاق هایی که هم دوست دارم هم نه!دارد ناخن هایش را لاک میزند...ژیگول پیگول هم کرده...قیافه اش تهاجم فرهنگی شده...حتما قرار دارد لابد!!..با دوستم مینشینیم پایِ منقل(منقلِ حرف زدن!!)تعریف هایمان میکشد به خواننده های خارجی...من فلانی را دوست دارم چون اینطوری است اونطوری است...یهو این دهنِ وامانده باز میشود و شروع میکنم به تعریف از taylor!آخ که چقد زندگیِ این طرف...یهو خانوم ژیگول میپرد وسط سخنرانیمان که:کجاش جالبه؟ چرا دوسش داری؟من جلف تر از اون ندیدم!!من:من دوسش دارم!!اون:خیلی جلفه...دیدی توو فلان برنامه چه اداهای مسخره ای دراورد؟(یک اسم خارجکی میگوید)منم که نمیفهمم دوباره تکرار میکنم:من دوسش دارم...باز میگوید:دیدی با فلان خواننده و فلانی و فلانی توو اون برنامه آهنگه فلان چیز رو خوند؟(لاکردار آنچنان لهجه ی خارجی میدهد که متوجه یک کلام حرفش هم نمیشم ...دوباره در عین نفهمی تکرار میکنم)من دوسش دارم...میگوید:ولی نمیدونم اون آهنگش رو گوش دادی که میخونه: (و شروع میکند به آواز خواندن)خب مسلم است که اینبار هم چیزی نمیفهمم و دوباره تکرار میکنم...من دوسش دارم!طرف میفهمد در کل عرب تشریف دارم...یک ابرو می اندازد پایین یک ابرو بالا و میرود که ناخن هایش را لاک بزند...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 17:39 توسط میس الی
|